تصویر ثابت

نسیم وحی :: حکمت های قرآنی l مقالات قرآنی lپند های قرآنی l پرسش و پاسخ های قرآنی

حکمت های قرآنی l مقالات قرآنی l پند های قرآنی l پرسش و پاسخ های قرآنی l مرجع قرآنی l quran l اخبار قرآنی l قرآن l quran points l بانک مطالب قرآنی
نسیم وحی :: حکمت های قرآنی l مقالات قرآنی lپند های قرآنی l پرسش و پاسخ های قرآنی

وبلاگ نسیم وحی در تلاش است تا با کوشش خود، سهمی در گسترش قرآن داشته باشد.
امید است تا سایر افرادی که با مدیریت وبلاگ آشنایی دارند راه ما را ادامه دهند و سعی در گسترش مفاهیم قرآنی داشته باشند تا اینکه مقدمات ظهور آقا امام زمان(عج) فراهم شود و بهار حقیقی به وجود آید.
انشاء الله

آیه منتخب روز

بسم الله الرحمن الرحیم



پیوند ها

تفسیر آیه تطهیر بر اساس تفسیر المیزان

سه شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۱، ۰۴:۱۵ ب.ظ

سوره احزاب آیه 33

اعوذ بالله من الشیطان رجیم

وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبرَّجْنَ تَبرُّجَ الْجَهِلِیَّةِ الأُولیوَ أَقِمْنَ الصلَوةَ وَ ءَاتِینَ الزَّکوةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسولَهُإِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِب عَنکمُ الرِّجْس أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطهِّرَکمْ تَطهِیراً(33)

صدق الله العلی العظیم

ترجمه آیه :
و در خانه های خود بنشینید ، و چون زنان جاهلیت نخست خود نمایی نکنید ، و نماز بپا دارید ، و زکات دهید ، و خدا و رسولش را اطاعت کنید ، خدا جز این منظور ندارد که پلیدی را از شما اهل بیت ببرد ، و آن طور که خود می‏داند پاکتان کند ( 33) .

بیان آیه :

و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی ... و اطعن الله و رسوله کلمه قرن امر از ماده قر است ، که به معنای پا بر جا شدن است ، و اصل این کلمه اقررن بوده ، که یکی از دو تا راء آن حذف شده است ، ممکن هم هست از ماده قار ، یقار به معنای اجتماع ، و کنایه از ثابت ماندن در خانه ‏ها باشد ، و مراد این باشد که ای زنان پیغمبر ! از خانه ‏های خود بیرون نیایید .

و کلمه تبرج به معنای ظاهر شدن در برابر مردم است ، همان طور که برج قلعه برای همه هویدا است ، و کلمه جاهلیة اولی به معنای جاهلیت قبل از بعثت است ، پس در نتیجه مراد از آن ، جاهلیت قدیم است ، و اینکه بعضی گفته‏اند مراد از آن دوران هشتصدساله ما بین آدم و نوح است ، و یا گفته ‏اند : زمان داوود و سلیمان است ، و یا گفتار آنانکه گفته ‏اند زمان ولادت ابراهیم است ، و یا گفتار آنانکه گفته اند زمان فترت بین عیسی و محمد ( صلوات الله علیهما ) است ، اقوالی است بدون دلیل .

و اقمن الصلوة و اتین الزکوة و اطعن الله و رسوله - این آیه دستور می‏دهد که اوامر دینی را امتثال کنند ، و اگر از بین همه اوامر فقط نماز و زکات را ذکر نمود ، برای این است که این دو دستور رکن عبادت ، و معاملات است ، و بعد از ذکر این دو به طور جامع فرمود : و خدا و رسولش را اطاعت کنید .

و طاعت خدا عبارت است از امتثال تکالیف شرعی او ، و اطاعت رسولش به این است که آنچه با ولایتی که دارد امر و نهی می‏کند ، امتثال شود ، چون امر و نهی او نیز از ناحیه خدا جعل شده ، خدا او را به حکم النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم ولی مؤمنین کرده ، و فرمان او را فرمان خود خوانده .

انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا کلمه انما در آیه انحصار خواست خدا را می‏رساند ، و می ‏فهماند که خدا خواسته که رجس و پلیدی را تنها از اهل بیت دور کند ، و به آنان عصمت دهد ، و کلمه اهل البیت چه اینکه صرفا برای اختصاص باشد ، تا غیر از اهل خانه داخل در حکم نشوند ، و چه اینکه این کلمه نوعی مدح باشد ، و چه اینکه نداء ، و به معنای ای اهل بیت بوده باشد ، علی ای حال دلالت دارد بر اینکه دور کردن رجس و پلیدی از آنان ، و تطهیرشان ، مساله‏ای است مختص به آنان ، و کسانی که مخاطب در کلمه عنکم - از شما هستند .

بنابر این در آیه شریفه در حقیقت دو قصر و انحصار بکار رفته ، یکی انحصار اراده و خواست خدا در بردن و دور کردن پلیدی و تطهیر اهل بیت ، دوم انحصار این عصمت و دوری از پلیدی در اهل بیت .

حال باید دید اهل بیت چه کسانی هستند ؟

بطور مسلم فقط زنان آن جناب اهل بیت او نیستند ، برای اینکه هیچگاه صحیح نیست ضمیر مردان را به زنان ارجاع داد ، و به زنان گفت عنکم - از شما بلکه اگر فقط همسران اهل بیت بودند ، باید می‏فرمود : عنکن ، بنابر این ، یا باید گفت مخاطب همسران پیامبر و دیگران هستند همچنان که بعضی دیگر گفته‏اند : مراد از اهل البیت ، اهل بیت الحرام است ، که در آیه ان اولیاؤه الا المتقون آنان را متقی خوانده ، و بعضی دیگر گفته‏اند : مراد اهل مسجد رسول خدا (ص‏) است ، و بعضی گفته‏اند : همه آن کسانی است که در عرف جزو خاندان آن جناب به شمار می‏روند ، چه همسرانش ، و چه خویشاوندان و نزدیکانش ، یعنی آل عباس ، آل عقیل ، آل جعفر ، و آل علی ، و بعضی دیگر گفته‏اند : مراد خود رسول خدا (ص) و همسران اوست ، و شاید آنچه به عکرمه و عروه نسبت داده ‏اند همین باشد ، چون آنها گفته ‏اند : مراد تنها و تنها همسران رسول خدا (ص) است .

تا اینکه مخاطب همچنانکه بعضی دیگر گفته ‏اند : غیر از همسران آن جناب هستند و خطاب در عنکم - از شما متوجه اقربای رسول خدا (ص‏) است ، یعنی آل عباس ، آل علی ، آل عقیل ، و آل جعفر .

و به هر حال ، مراد از بردن رجس و تطهیر اهل بیت تنها همان تقوای دینی ، و اجتناب از نواهی ، و امتثال اوامر است ، و بنابر این معنای آیه این است که خدای تعالی از این تکالیف دینی که متوجه شما کرده سودی نمی‏برد ، و نمی‏خواهد سود ببرد ، بلکه می‏خواهد شما را پاک کند ، و پلیدی را از شما دور سازد ، و بنابر این آیه شریفه در حد آیه ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج و لکن یرید لیطهرکم و لیتم نعمته علیکم می‏باشد ، و اگر معنا این باشد ، آن وقت آیه شریفه ، با هیچ یک از چند معنایی که گذشت نمی‏سازد ، چون این معنا با اختصاص آیه به اهل بیت منافات دارد ، زیرا خدا این گونه تطهیر را برای عموم مسلمانان و مکلفین باحکام دین می‏خواهد ، نه برای خصوص اهل بیت ، و حال آنکه گفتیم آیه شریفه دو انحصار را می‏رساند ، که انحصار دوم تطهیر اهل بیت است .

و اگر بگویی مراد از بردن رجس ، و تطهیر کردن ، همانا تقوای شدید و کامل است ، و معنای آیه این است که این تشدیدی که در تکالیف متوجه شما کردیم ، و در برابر اجر دو چندان هم وعده ‏تان دادیم ، برای این نیست که خود ما از آن سودی ببریم ، بلکه برای این است که می‏خواهیم پلیدی را دور نموده و تطهیرتان کنیم .

و در این معنا هم اختصاص رعایت شده ، و هم عمومیت خطاب به همسران رسول خدا (ص‏) و به دیگران ، چیزی که هست در اول ، خطاب را متوجه خصوص همسران آن جناب نمود ، و در آخر یعنی در کلمه عنکم متوجه عموم . لیکن این حرف هم صحیح نیست ، برای اینکه در آخر ، خطاب متوجه غیر از ایشان شده ، و اگر بگویی خطاب متوجه همه است چه همسران و چه غیر آنان ، می‏گوییم : این نیز باطل است ، برای اینکه غیر از همسران شریک در تشدید تکلیف نبودند ، و اجر دو چندان هم ندارند ، و معنا ندارد خدای تعالی بفرماید : اگر به شما همسران رسول خدا (ص‏) تکالیف دشوارتری کردیم ، برای این است که خواستیم عموم مسلمانان و شما را پاک نموده و پلیدی را از همه دور کنیم .

خواهی گفت : چرا جایز نباشد که خطاب متوجه همسران رسول خدا (ص‏) و خود رسول خدا (ص) باشد ، با اینکه تکلیف خود رسول خدا (ص‏) هم مانند تکالیف همسرانش شدید است ؟ در پاسخ می‏گوییم : نباید همسران آن جناب را با خود آن جناب مقایسه کرد ، چون آن جناب مؤید به داشتن عصمت خدایی است ، و این موهبتی است که با عمل و اکتساب به دست نمی‏آید ، تا بفرماید تکلیف تو را تشدید کردیم ، و اجرت را مضاعف نمودیم ، تا پاکت کنیم ، چون معنای این حرف این است که تشدید تکلیف ، و دو چندان کردن اجر مقدمه و یا سبب است برای بدست آمدن عصمت ، و به همین جهت هیچ یک از مفسرین این احتمال را نداده ‏اند که خطاب متوجه رسول خدا (ص‏) و همسرانش باشد و بس .

و اگر ما آن را جزو اقوال ذکر کردیم ، به عنوان این است که این هم یک احتمال است ، و خواستیم با ایراد این احتمال نظریه آن مفسرینی که گفته ‏اند : مراد خصوص همسران آن جناب است تصحیح کنیم ، نه اینکه بگوییم : کسی از مفسرین این احتمال را هم داده .

و اگر مراد بردن رجس و پاک کردن ، به اراده خدا باشد ، و در نتیجه مراد این باشد که خدا می‏خواهد به طور مطلق ، و بدون هیچ قیدی شما را تطهیر کند ، نه از راه توجیه تکالیف ، و نه از راه تکلیف شدید ، بلکه اراده مطلقه‏ای است از خدا که شما پاک و از پلیدیها دور باشید ، چون اهل بیت پیغمبرید ، در این صورت معنای آیه منافی با آن شرطی است که کرامت آنان مشروط بدان شد ، و آن عبارت بود از تقوی ، حال چه اینکه مراد از اراده ، اراده تشریعی باشد ، و چه تکوینی ، هر یک باشد با شرط نمی‏سازد ، پس معلوم می‏شود اراده مطلقه نیست .

با این بیانی که گذشت آن روایاتی که در شان نزول آیه وارد شده تایید می‏شود ، چه در آن روایت آمده که آیه شریفه در شان رسول خدا (ص‏) و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهماالسلام‏) نازل شده است ، و احدی در این فضیلت با آنان شرکت ندارد . و این روایات بسیار زیاد ، و بیش از هفتاد حدیث است ، که بیشتر آنها از طرق اهل سنت است ، و اهل سنت آنها را از طرق بسیاری ، از ام سلمه ، عایشه ، ابی سعید خدری ، سعد ، وائلة بن الاسقع ، ابی الحمراء ، ابن عباس ، ثوبان غلام آزاد شده رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) عبد الله بن جعفر ، علی ، و حسن بن علی (علیهماالسلام‏) که تقریبا از چهل طریق نقل کرده‏اند . و شیعه آن را از حضرت علی ، امام سجاد ، امام باقر ، امام صادق و امام رضا (علیه‏السلام‏) ، و از ام سلمه ، ابی ذر ، ابی لیلی ، ابی الاسود دؤلی ، عمرو بن میمون اودی ، و سعد بن ابی وقاص ، بیش از سی طریق نقل کرده‏اند .

حال اگر کسی بگوید : این روایات بیش از این دلالت ندارد که علی و فاطمه و حسنین (علیهم‏السلام‏) نیز مشمول آیه هستند ، و این منافات ندارد با اینکه همسران رسول خدا نیز مشمول آن باشند ، چون آیه شریفه در سیاق خطاب به آنان قرار گرفته .

در پاسخ می‏گوییم : بسیاری از این روایات و بخصوص آنچه از ام سلمه - که آیه در خانه او نازل شده - روایت شده است ، تصریح دارد بر اینکه آیه مخصوص همان پنج تن است ، و شامل همسران رسول خدا (ص‏) نیست ، که ان شاء الله روایات مزبور که بعضی از آنها دارای سندی صحیح هستند ، از نظر خواننده خواهد گذشت . و اگر کسی بگوید : آن روایات باید به خاطر ناسازگاری‏اش با صریح قرآن طرح شود ، چون روایت هر قدر هم صحیح باشد ، وقتی پذیرفته است که با نص صریح قرآن منافات نداشته باشد ، و روایات مذکور مخالف قرآن است ، برای اینکه آیه مورد بحث دنبال آیاتی قرار دارد که خطاب در همه آنها به همسران رسول خدا (ص‏) است ، پس باید خطاب در این آیه نیز به ایشان باشد .

در پاسخ می‏گوییم : همه حرفها در همین است ، که آیا آیه مورد بحث متصل به آن آیات ، و تتمه آنها است یا نه ؟ چون روایاتی که بدان اشاره شد ، همین را منکر است ، و می‏فرماید آیه مورد بحث به تنهایی ، و در یک واقعه جداگانه نازل شده ، و حتی در بین این هفتاد روایت ، یک روایت هم وجود ندارد ، که بگوید آیه شریفه دنبال آیات مربوط به همسران رسول خدا (ص‏) نازل شده ، و حتی احدی هم از مفسرین این حرف رانزده‏اند ، حتی آنها هم که گفته‏اند آیه مورد بحث مخصوص همسران رسول خدا (ص‏) است ، مانند عکرمه و عروه ، نگفته‏اند که : آیه در ضمن آیات نازل شده . پس آیه مورد بحث از جهت نزول جزو آیات مربوط به همسران رسول خدا (ص‏) و متصل به آن نیست ، حال یا این است که به دستور رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) دنبال آن آیات قرارش داده‏اند ، و یا بعد از رحلت رسول خدا(ص‏) اصحاب در هنگام تالیف آیات قرآنی در آنجا نوشته ‏اند ، مؤید این احتمال این است که اگر آیه مورد بحث که در حال حاضر جزو آیه و قرن فی بیوتکن است ، از آن حذف شود ، و فرض کنیم که اصلا جزو آن نیست ، آیه مزبور با آیه بعدش که می‏فرماید : و اذکرن کمال اتصال و انسجام را دارد ، و اتصالش بهم نمی‏خورد .

پس معلوم می‏شود جمله مورد بحث نسبت به آیه قبل و بعدش نظیر آیه الیوم یئس الذین کفروا است که در وسط آیاتی قرار گرفته که آنچه خوردنش حرام است می‏شمارد ، که در جلد پنجم این کتاب در سوره مائده گفتیم که : چرا آیه مزبور در وسط آن آیات قرار گرفته ، و این بی نظمی از کجا ناشی شده است .

بنابر آنچه گفته شد ، کلمه اهل البیت در عرف قرآن اسم خاص است که هر جا ذکر شود ، منظور از آن ، این پنج تن هستند ، یعنی رسول خدا(ص‏) و علی و فاطمه و حسنین (علیهم‏السلام‏) ، و بر هیچ کس دیگر اطلاق نمی‏شود ، هر چند که از خویشاوندان و اقربای آن جناب باشد ، البته این معنا ، معنایی است که قرآن کریم لفظ مذکور را بدان اختصاص داده ، و گر نه به حسب عرف عام ، کلمه مزبور بر خویشاوندان نیز اطلاق می‏شود .

کلمه رجس - به کسره را ، و سکون جیم - صفتی است از ماده رجاست ، یعنی پلیدی ، و قذارت، و پلیدی و قذارت هیاتی است در نفس آدمی ، که آدمی را وادار به اجتناب و نفرت می‏نماید ، و نیز هیاتی است در ظاهر موجود پلید ، که باز آدمی از آن نفرت می‏نماید اولی مانند پلیدی رذائل ، دومی مانند پلیدی خوک ، همچنان که قرآن کریم این لفظ را در هر دو معنا اطلاق کرده ، در باره پلیدی ظاهری فرموده : او لحم خنزیر فانه رجس و هم در پلیدیهای معنوی ، مانند شرک و کفر و اعمال ناشایست به کار برده و فرموده : و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا الی رجسهم و ماتوا و هم کافرون ، و نیز فرموده : و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کانما یصعد فی السماء کذلک یجعل الله الرجس علی الذین لا یؤمنون .

و این کلمه به هر معنا که باشد نسبت به انسان عبارت است از ادراکی نفسانی ، و اثری شعوری ، که از علاقه و بستگی قلب به اعتقادی باطل ، یا عملی زشت حاصل می‏شود ، وقتی می‏گوییم ( انسان پلید ، یعنی انسانی که به خاطر دل بستگی به عقاید باطل ، یا عمل باطل دلش دچار پلیدی شده است) .

و با در نظر گرفتن اینکه کلمه رجس در آیه شریفه الف و لام دارد ، که جنس را می‏رساند ، معنایش این می‏شود که خدا می‏خواهد تمامی انواع پلیدیها ، و هیاتهای خبیثه ، و رذیله، را از نفس شما ببرد ، هیاتهایی که اعتقاد حق ، و عمل حق را از انسان می‏گیرد ، و چنین ازاله‏ای با عصمت الهی منطبق می‏شود ، و آن عبارت است از صورت علمیه‏ای در نفس که انسان را از هر باطلی ، چه عقاید و چه اعمال حفظ می‏کند ، پس آیه شریفه یکی از ادله عصمت اهل بیت است .

برای اینکه قبلا گفتیم اگر مراد از آیه ، چنین معنایی نباشد ، بلکه مراد از آن تقوی و یا تشدید در تکالیف باشد ، دیگر اختصاصی به اهل بیت نخواهد داشت ، خدا از همه بندگانش تقوی می‏خواهد ، نه تنها از اهل بیت ، و نیز گفتیم که یکی از اهل بیت خود رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) است ، و با اینکه آن جناب معصوم است ، دیگر معنا ندارد که خدا از او تقوی بخواهد .

پس چاره‏ای جز این نیست که آیه شریفه را حمل بر عصمت اهل بیت کنیم ، و بگوییم : مراد از بردن رجس ، عصمت از اعتقاد و عمل باطل است ، و مراد از تطهیر در جمله یطهرکم تطهیرا که با مصدر تطهیر تاکید شده ، زایل ساختن اثر رجس به وسیله وارد کردن مقابل آن است ، و آن عبارت است از اعتقاد به حق ، پس تطهیر اهل بیت عبارت شد ، از اینکه ایشان را مجهز به ادراک حق کند ، حق در اعتقاد ، و حق در عمل ، و آن وقت مراد از اراده این معنا ، ( خدا می‏خواهد چنین کند ) ، نیز اراده تکوینی می‏شود ، چون قبلا هم گفتیم اراده تشریعی را که منشا تکالیف دینی و منشا متوجه ساختن آن تکالیف به مکلفین است ، اصلا با این مقام سازگار نیست ، ( چون گفتیم اراده تشریعی را نسبت به تمام مردم دارد نه تنها نسبت به اهل بیت ) .

پس معنای آیه این شد که خدای سبحان مستمرا و دائما اراده دارد شما را به این موهبت یعنی موهبت عصمت اختصاص دهد به این طریق که اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما اهل بیت ببرد ، و در جای آن عصمتی بیاورد که حتی اثری از آن اعتقاد باطل و عمل زشت در دلهایتان باقی نگذارد .

بحث روایتی :

و در الدر المنثور است که طبرانی از ام سلمه روایت کرده که گفت : رسول خدا (ص‏) به فاطمه فرمود : همسرت و دو پسرانت را نزدم حاضر کن ، فاطمه ایشان را به خانه ما آورد ، پس رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) عبایی بافت فدک بر سر ایشان انداخت ، و دست خود را روی سر همگی آنان گذاشت ، و گفت : بار الها ! اینهایند اهل محمد ، - و در نقلی دیگر آمده اینهایند آل محمد - پس صلوات و برکات خود را بر آل محمد قرار ده ، همانطور که بر آل ابراهیم قرار دادی ، و تو حمید و مجیدی ، ام سلمه می‏گوید : پس من عبا را بلند کردم که من نیز جزو آنان باشم ، رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) عبا را از دستم کشید ، و فرمود : تو عاقبت بخیر هستی .


مؤلف : این روایت را صاحب غایة المرام هم از عبد الله بن احمد بن حنبل ، از پدرش احمد ، و او به سند خود از ام سلمه نقل کرده است .

و در الدر المنثور است که ابن مردویه ، از ام سلمه روایت کرده که گفت : آیه انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا در خانه من نازل شد ، و در خانه هفت نفر بودند ، جبرئیل ، میکائیل ، علی ، فاطمه ، حسن ، و حسین ، و من که دم در ایستاده بودم ، عرضهداشتم : یا رسول الله (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) آیا من از اهل بیت نیستم ؟ فرمود تو عاقبت بخیری ، تو از همسران پیغمبری .

باز در همان کتاب است که ابن جریر ، و ابن منذر ، و ابن ابی حاتم ، و طبرانی ، و ابن مردویه همگی از ام سلمه همسر رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) روایت کرده‏اند که رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) در خانه او عبایی بافت خیبر به روی خود کشیده ، و خوابیده بود ، که فاطمه از در درآمد ، در حالی که ظرفی غذا با خود آورده بود ، رسول خدا فرمود : همسرت و دو پسرانت حسن و حسین را صدا بزن ، فاطمه برگشت و ایشان را با خود بیاورد ، در همان بین که داشتند آن غذا را می‏خوردند این آیه نازل شد : انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا .

پس رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) زیادی جامه‏ای که داشت بر سر آنان کشید ، آن گاه دست خود را از زیر کسا بیرون آورد ، به آسمان اشاره کرد ، و عرضه داشت : بار الها اینها اهل بیت من ، و خاصگان من هستند ، پس پلیدی را از ایشان ببر ، و تطهیرشان کن ، و این کلام را سه بار تکرار کرد .

ام سلمه می‏گوید : من سر خود را در زیر جامه بردم ، و عرضه داشتم : یا رسول الله (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) منهم با شمایم ، حضرت دو بار فرمود : تو عاقبت بخیری .


مؤلف : این حدیث را صاحب غایة المرام از عبد الله پسر احمد بن حنبل ، به سه طریق از ام سلمه نقل کرده ، و همچنین تفسیر ثعلبی نیز آن را روایت کرده است .

و در همان کتاب است که ابن مردویه ، و خطیب ، از ابی سعید خدری روایت کرده که گفت : روزی که نوبت ام سلمه بود ، و رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏)در خانه او قرار داشت ، جبرئیل بر آن جناب نازل شد ، و آیه انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا را نازل کرد ، ابی سعید سپس می‏گوید : رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) حسن و حسین و علی و فاطمه را خواست ، بعد از آنکه نزدش حاضر شدند ، ایشان را به خود چسبانید ، و جامه‏ای رویشان افکند ، و این در حالی بود که ام سلمه در پشت پرده قرار داشت ، آن گاه گفت : بار الها اینان اهل بیت منند ، پروردگارا پلیدی را از ایشان ببر ، و آن طور که خودت می‏دانی پاکشان کن ، ام سلمه گفت : ای پیغمبر خدا ! آیا من نیز با ایشان هستم ؟ حضرت فرمود : تو جای خود داری ، و عاقبتت بخیر است .

باز در آن کتاب آمده که ابن جریر ، و ابن ابی حاتم ، و طبرانی ، از ابی سعید خدری روایت کرده که گفت : رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) فرمود : آیه انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا در باره پنج نفر نازل شد ، من ، علی ، فاطمه ، حسن و حسین .

مؤلف : این روایت را صاحب غایة المرام نیز از تفسیر ثعلبی نقل کرده .

و نیز در آن کتاب آمده که ترمذی ( وی حدیث را صحیح دانسته ) ، و ابن جریر ، ابن منذر ، و حاکم ( وی نیز حدیث را صحیح دانسته ) ، و ابن مردویه ، و بیهقی ، در سنن خود ، از چند طریق از ام سلمه روایت کرده‏اند که گفت آیه انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت در خانه من نازل شد ، و آن روز در خانه من فاطمه ، علی ، حسن و حسین ، بودند ، که رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) ایشان را با عبایی پوشانید آن گاه گفت : خدایا اینهایند اهل بیت من ، پس پلیدی را از ایشان ببر ، و پاکشان گردان . و در غایة المرام از حمیدی روایت کرده که گفت : شصت و چهارمین حدیث متفق علیه از احادیث بخاری و مسلم ، از مسند عایشه ، از مصعب بن شیبه ، از صفیه دختر شیبه ، از عایشه این حدیث است که گفت : روزی صبح رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) از اطاق بیرون شد در حالی که بر تن خود مرط مرحل از مو و رنگ سیاه داشت ، در این هنگام حسن بن

علی (علیه‏السلام‏) وارد شد ، رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) او را داخل جامه برد ، پس از او حسین آمد ، او را هم داخل کرد ، سپس فاطمه آمد ، او را هم درون برد ، در آخر علی آمد ، او را نیز داخل برد ، آنگاه فرمود : انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا .

مؤلف : این حدیث به طرق مختلفه از عایشه روایت شده .

و در الدر المنثور است که ابن مردویه ، از ابی سعیدخدری روایت کرده که گفت : چون علی (علیه‏السلام‏) با فاطمه ازدواج کرد ، چهل روز صبح رسول خدا(صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) به در خانه او آمد ، و گفت ، سلام بر شما اهل بیت ، و رحمت خدا و برکات او ، وقت نماز است ، خدا رحمتتان کند ، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا من در جنگم ، با کسی که با شما بجنگد ، و آشتی و دوستم با کسی که با شما آشتی و دوست باشد .

و نیز در همان کتاب است که ابن مردویه از ابن عباس روایت کرده که گفت : ما نه ماه همه روزه شاهد این جریان بودیم ، که رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) هنگام هر نمازی به در خانه فاطمه آمد ، و گفت : سلام بر شما اهل بیت و رحمت خدا و برکات او انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا .

مؤلف : و نیز این روایت را الدر المنثور از طبرانی ، از ابی الحمراء نقل کرده ، اما به این عبارت که گفت : من شش ماه تمام رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) را دیدم که به در خانه علی و فاطمه می‏آمد ، و می‏گفت : انما یرید الله ... .

و نیز از ابن جریر ، و ابن مردویه ، از ابی الحمراء نقل کرده که چنین گفت : من از رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) حفظ کردم ، درست هشت ماه در مدینه بر آن جناب گذشت ، که حتی یک روز برای نماز صبح بیرون نشد مگر آنکه به در خانه علی می‏آمد ، و دست خود را بر دو طرف در می‏گذاشت ، و سپس می‏گفت : نماز نماز انما یرید الله لیذهب ... .

و نیز همین روایت را از ابن ابی شیبه ، احمد و ترمذی ، ( وی حدیث را حسن شمرد ) ، و ابن جریر ، ابن منذر ، طبرانی ، و حاکم ( وی آن را صحیح دانسته) .

و ابن مردویه ، از انس نقل کرده که عبارتش چنین است که : رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) همواره وقتی برای نماز صبح بیرون می‏شد ، به در خانه فاطمه می‏گذشت و می‏گفت : نماز ای اهل بیت ، نماز ، که انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا .

مؤلف : روایات در این معانی از طرق اهل سنت ، و همچنین از طرق شیعه بسیار زیاد است ، هر کس بخواهد بدان اطلاع یابد ، باید به کتاب غایة المرام بحرانی ، و کتاب عبقات مراجعه کند ، ( و فارسی آن روایات در کتاب علی در کتب اهل سنت به قلم مترجم آمده) .

و در غایة المرام از حموینی ، و او به سند خود از یزید بن حیان ، روایت کرده که گفت : داخل شدیم بر زید بن ارقم ، او گفت : روزی رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) ما را خطاب کرد ، و فرمود : آگاه باشید که من در بین شما امت اسلام دو چیز گرانبها می‏گذارم ، و می‏روم ، یکی کتاب خدای عز و جل است ، که هر کس آن را پیروی کند هدایت می‏شود ، و هر که آن را پشت سر اندازد ، در ضلالت است ، و سپس اهل‏بیتم ، من خدا را به یاد شما می‏آورم در باره اهل‏بیتم ، و این کلمه را سه بار تکرار کرد .

ما از زید بن ارقم پرسیدیم : اهل بیت رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) چه کسانی بودند ؟ آیا همسرانش بودند ؟ گفت : نه ، اهل بیت او ، دودمان اویند ، که بعد از آن جناب صدقه خوردن بر آنان حرام است ، یعنی آل علی ، آل عباس ، آل جعفر ، و آل عقیل .

و نیز در همان کتاب از صحیح مسلم ، به سند خود از یزید بن حیان از زید بن ارقم روایت کرده که گفت : رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) فرمود : من در بین شما دو چیز گرانبها و سنگین می‏گذارم ، یکی کتاب خدا است ، که حبل الله است و هر کس آن را پیروی کند بر طریق هدایت ، و هر کس ترکش گوید بر ضلالت است ، و دومی اهل‏بیتم پرسیدیم : اهل بیت او کیست ؟ همسران اویند ؟ گفت : نه ، به خدا قسم ، همسر آدمی چند صباحی با آدمی است ، و چون طلاقش دهند به خانه پدرش بر می‏گردد ، و دو باره بیگانه می‏شود ، اهل بیت رسول خدا (صلی ‏الله‏ علیه ‏وآله‏ و سلّم‏) اهل او ، و عصبه و خویشاوندان اویند ، که بعد از او صدقه برایشان حرام است .

مؤلف : در این روایت کلمه بیت به نسب تفسیر شده ، همچنانکه عرفا هم بر این معنا اطلاق می‏شود ، می‏گویند بیوتات عرب ، یعنی خاندانها و تیره‏های عرب ، و لیکن روایات سابق که از ام سلمه و غیر او نقل شد ، با این معنا سازگار نیست ، برای اینکه در آن روایت اهل بیت تنها به علی ، فاطمه ، و حسنین (علیهم‏السلام‏) تفسیر شده .


خلاصه: ترجمة المیزان ج : 16ص :454

منبع: www.emamhossein.com

این صفحه را به اشتراک بگذارید

نظرات (۱)

اراده خداوند حق است و همه مستضعفین درآخرالزمان مورد اراده حق قرار خواهیم گرفت.ان شاالله
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع و ذکر لینک بلا مانع است در غیر این صورت حرام است و ما هیچ گونه رضایتی نداریم

تحلیل آمار سایت و وبلاگ